چرا شیعیان در وضو بر پا هایشان مسح میکشند ؟

بنام خدای درهم کوبنده باطل!

در باره پاسخ به این سوال باید از چند جهت به بررسی پرداخت.


1- بحث قرانی
2- بحث در سنّت و روایات 
 3- بحث تاریخی

بحث قرانی:
آیه شریفه قران میفرماید : یا أیها الذین آمنو اذا قمتم الی الصلاة فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم الی المرافق و آمسحوا برئوسکم و أرجلکم الی الکعبین....(مائده 6)

 

ترجمه:
ای آنانی که ایمان آورده اید هنگامیکه برای نماز بپا خواستید شستشو دهید صورت خودرا ودستهارا تا آرنج و مسح کنید سر هایتان را و هچنین پاهایتان را تا کعبین(برآمدگی پشت پا)

 

ما از اهل سنت سوال میکنیم که شما از کجای این آیه شریفه شستن پا را در آورده اید؟؟؟

 

البته آنها در جواب میگویند که أرجلکم عطف است بر وجوهکم یعنی خدا فرموده است ای مردم صورت تان را بشوئید و دستهایتان را تا مچ شستشو دهید و سر تا ن را مسح کنید و پا هایتان را نیز ..

گفته اند که این نیز به شستن بر میگردد.

 

نکته ای را باید از نظر دور نکرد و آن اینکه در لغت عرب ضمیر به نزدیک بر میگردد نه دور در فارسی هم چنین است مثلا اگر کسی بگوید که احمد و محمد به مسجد رفتند جمال به سینما رفت کمال هم؛ خوب انسان عاقل و لغت دان ازین جمله به وضوح درک میکند که کمال به سینما رفته نه مسجد.

 

اهل سنت توجیه های فراوانی کرده اند تا شستن پا را از این آیه اثبات کنند و لی هر بیشتر کوشیده اند کمتر توانسته اند تا جایی که فخر رازی مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر الکبیر و قتی به بحث آیه وضو میرسد بعد چندین صفحه بحث و توجیه چنین مینویسد :

 

اگر ما باشیم و قران  شستن پا از قران اثبات نمیشود و مسح پا طبق نظریه شیعه صحیح است ؛ ولی در اخیر کلامش حرفی گفته که انسان عاقل را به حیرت وا میدارد میگوید اما چه کنیم که سلف ما مسح بر پا نکرده اند و پا را شسته اند .

 

نمیدانم چرا وجدانش آنجا بر او نهیب نزد که ای فخر رازی! قران اشتباه نمیکند و لی اسلاف تو اشتباه کرده اند که بر خلاف قران عمل کرده اند ؛ شاید نهیب زده باشد ولی بر اثر تعصب گوشش نمی شنیده است .

 

 روایات و مسح پا
1- کتاب المصنف عبد الرزاق ج1 حدیث 55
....قال ابن عباس الوضوء مسحتان و غسلتان .
ترجمه:
از عکرمه از ابن عباس روایت شده که گفت وضوء دارای دو شستن(صورت و دستها) و دو مسح است .

 

2- المصنف ج 1 ص 19 حدیث 56
از شعبی روایت میکند که گفت: اما جبرئیل (در باره وضو )مسح بر پا ها را آورد یعنی آیه قران دلالت بر مسح دارد.

 

از این نمونه روایات زیاد است که در صورت در خواست خوانندگان اضافه خواهد شد .

 

 روایات و شستن پا :
از رسول اکرم (ص) هیچ روایتی (صحیح السندی) نرسیده است که آن حضرت در وضو به جای مسح؛ پای خودرا شسته باشند .

 

البته اهل سنت معمولا به یک روایتی استناد میکنند که هیچ ربطی به محل بحث ندارد و آن روایت
ویل للعراقیب من النار
وای بر پشت پا ها از آتش جهنم .

 

از نگاه سندی علاوه بر ضعفی که دارد از نگاه متن نیز مربوط به جاییست که عربها ایستاده ادرار میکردند و بر لباس و پایشان میریخت و با همان پای نجس به مسجد میامدند حضرت رسول (ص) این کلام را فرمودند.

 

در ضمن ابو هریره راوی این حدیث نمیگوید که پیامبر گفت بلکه میگوید من شنیدم از اباالقاسم که چنین گفت.
منظورش کیست؟ خدا میداند !؟

 

سیر تاریخی وضوء:
وقتی به کتابهای تاریخی و حدیثی مراجعه میکینیم متوجه میشویم که از زمان رسول خدا تا اوائل خلافت عثمان بن عفان هیچ بحثی در باره وضوء و نوع وکیفیت آن نبوده است .
اختلاف از و قتی آغاز شده که عثمان ادعا کرد که رسول خدا در هنگام وضو پایش را می شسته است که این مسأله باعث موضع گیری های صحابه شد .

 

چند نکته:

 

1- اگر وضوی عثمان موافق سیره رسول اکرم(ص) بود صحابه با او به مخالفت بر نمیخواستند .

 

2- از مخالفت صحابه متوجه میشویم که این مسأله را مخالف قران و سیره رسول أکرم (ص) میدانسته اند.

 

3- هیچ کسی غیر از عثمان مسأله شستن پا را در وضو روایت نکرده است .

 

4- در روایت عثمان آمده است که من رسول خدا را دیدم چنین میکرد .
5- دیدن او دلیل نمیشود که پیامبر شستن پا را در وضو انجام داده باشد ؛ شاید وضوی رسول خدا تمام شده بوده است و بعد از وضو پایشان را می شسته اند .

 

6- این عمل عثمان مخالف قران است ؛ چنانچه فخررازی اقرار به این مسأله نموده است .

 

 

عصر بدعت ها
و قتی به تاریخ مراجعه میکنیم میبینم که در دوران خلافت عثمان سرزمین اسلامی دچار فساد اقتصادی و گرفتار انواع بدعت ها بود صحابه ای که اعتراض میکردند یا تبعید میشدند و یا شلاق  میخوردند نمونه بارز و مثال واضح جناب ابوذر غفاری (رح)صحابی جلیل القدر پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)میباشد که در دوران خلافت عثمان به خاطر اعتراض به ستمگری والیان و بدعت گزاری عده ای تازه مسلمان شده تبعید به شام شد و والی شام که در آن زمان معاویة بن ابی سفیان بود اورا مانع خود یافته و از عثمان خواست که او را به ربذه (بیابانی بی آب و علف) تبعید نمودند تا او در آنجا شاهد مرگ همسرش باشد و بالاخره مظلومانه در بیابان جان دهد .

 

نمونه دیگر
صحابی جلیل القدر جناب عمار یاسر(رح) بود که به دستور عثمان او را زدند که فتق آنحضرت پاره شد وبی هوش افتاد.

 

در عصر خلیفه سوم آنقدر فتنه ها و بدعت ها بالا گرفت تا جایی که صحابه مجبور به اقدام عملی شدند و از عثمان خواستند تا توبه کند او در مسجد النبی در برابر صحابه توبه کرد ؛ اما در خفا دستور قتل عده ای صحابه  را که از مصر آمده بودند صادر کرد ، صحابه به آن نامه دست یافتند و لی این بار به توبه های عثمان اعتناء نکردند تا جایی که خانه اورا چهل روز در محاصره گرفتند و آب و غذا را بر او بستند و بلاخره او را کشتند .

 

در عصری که این همه بدعت ها رواج میابد و خلیفه سردمدار مخالفت با صحابه است ؛ و قران هم خلاف حرف خلیفه را میگوید .

 

من به عنوان یک مسلمانی که 1400 سال بعد از رسول خدا هستم و قتی به تاریخ مراجعه میکنم میبینم که آنچه را که بزرگان مذهب شیعه که قران آنها را پاک از خطا و اشتباه میداند و رسول خدا مسلمانان را به متابعت از آنها فرا خوانده است میگویند که در وضوء باید پایت را مسح کنی من با جان ودل می پذیرم .

 

مگر من دیوانه ام که حرف ائمه را کنار بگذارم و دنبال کسانی بروم که هیچ فضیلتی در برابر ائمه ندارند و تاریخ از آنها اشتباهات و خطاها و گناهان فراوانی را ثبت کرده است .

 

اگر انسان عاقل باشد و دلش برای خودش بسوزد و رضایت خدا را مقدم بر رضایت این و آن کند بی هیچ شک و ریبه ای دنبال عترت و اهل بیت رسول خدا (ص) میرود که آنها همیشه با قران اند و هر گز از قران جدا نمیشوند ( انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض)مسند احمد ج3 ص 17.

و در اخیر این خوب است آیه شریفه قران را یاد آور شویم که میفرماید :

بشارت ده آن بندگانم را که نظریات مختلف راگوش میدهند و بهترین آن ها را پیروی میکنند.

و من الله التوفیق

/ 14 نظر / 445 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یا علی

سلام خدمت شما به ما هم سری بزنید خوشحالم میکنید یا علی

یا علی

سلام شما رو لینک کردم برادر بزرگوار به منم کمک کنید

جواد

برادر عزیز بحث ادبیاتی در این است ارجلکم منصوب می باشد و عطف به راسکم که مجرور هست نیست و با توجه به موالات وضو بعد از مسح سر آمده است . نعوذ بالله اگر بعد از راسکم ارجلکم یا مجرور می امد یا کلمه اغسلوا می آمد اینقدر دنبال چنین مسائلی بودیم

سجاد

آقا دست شما درد نکنه خیلی خوب بود

سجاد

علاوه بر این در تکمیل فرمایشات شما به دوستم جواد بگم که رووسکم مجرور به حرف (ب) هست و برووسکم در کل محلا منصوب است چون در جایگاه مفعول امسحوا قرار دارد

اسی

جزاءکم من الله.

اسماعیل

جزاءت با امیر المومنین.یادت رفت که بگی وضوی بی ولایت اب بازی است.

سید محمد حسینی

من یک شیعه هستم ولی شستن پا بهتره من وقتی میرم مسجد بوی گند عرق پا وقتی سجده میرم حالم را بد میکنه ولی چنین چیزی در مساجد اهل سنت دیده نمیشه

محقق

آقای محترم! تا جاییکه بنده عربی مطالعه کرده ام اولا ارجلکم منصوبه و این یعنی اینکه به فعل فاغسلو برمیگردد چون اگر واو بین روسکم و ارجلکم واو عطف باشد باید ارجلکم مجرور بود کمااینکه ادامه آیه که در مورد تیمم است ( و شما ذکر نکرده اید) می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ در ادامه آیه میفرماید فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم که بوضوح دیده میشود که ایدیکم مجرور است. خواهشا در پی حقیقت باشید نه اغفال و پوشاندن حق یا حق

محقق

یادم رفت بگم بخاطر ترتیب اعضای وضو "وامسحوا بروسکم" بعد "ایدیکم الی الکعبین" است. و در اصل اگر بخواهیم بصورت نامرتب بنویسیم میشود : فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ