چرا شیعه ؟

به کشیش جونز بگوئید!
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٩
 

بنام خداوند درهم شکننده ستمگران

قسم به آیه های پاکت ای کتاب اسمانی من

در پاسخ جنایت صلیبیان خوک صفت که دست کثیفشان آیه های نور را آتش زد خواهم نوشت !

زود است که به هر آیه مظلوم قران یکی از شما ها را بسوزانیم!

آنگاه که راه پس و پیش از شما بسته شود و آسمان و زمین بر شما تنگ گردد و  خانه ها تان برسرتان ویران گردد.!

به کشیش جونز  بگوئید:

تو با سوزاندن قران, کتاب جان من، آتش زیر خاکستر ر ا شعله  ور کردی که این آتش اول دامن خودت را خواهد سوزاند و هستی ات را با زبانه های خشم خداوند خاکستر خواهد نمود!.

ما جوانان غیور سرزمین غیرت اسلام  تو و کلیسایت را به آتش خواهیم کشاند و زوزه های تو را در حال سوختن به تمام جهانیان نشان خواهیم داد    ان شاءالله

الیس الصبح بقریب


 
comment نظرات ()
 
انیشتین یک مسلمان شیعی!
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٧
 
آیت الله بروجردی و انیشتین
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.

این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.



از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل).
او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:

E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...
بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..


در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.


3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود... 

      
آیت الله بروجردی

انیشتن
http://persiancod.com/Get_news.php?id=20


     
 
comment نظرات ()
 
عدالت صحابه 1
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٦
 

به نام خداوند بخشنده عقل

سخنى با خواننده

(اُدْعُ اِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى‏ هِىَ اَحْسَنُ...).[1]

خداوند متعال، در روزگارى که جهل و تاریکى به اوج خود رسیده بود، رسول گرامیش را به مواجهه عالمانه و حکیمانه با مردم و جدال احسن فرامى‏خواند.
و اگر امروزه پس از قرن‏ها نزاع و درگیرى زمینه‏اى فراهم آمده که بشر معاصر از اندیشه «گفت‏و گوى تمدن‏ها» استقبال کند و ضرورت چنین مفاهمه‏اى را بپذیرد، بى‏گمان، بى تأثیر از تعالیم انبیاى الهى نیست.
گفت و گو و مفاهمه و تکیه بر مشترکات ادیان آموزه‏اى است که پیامبر اسلام در چهارده قرن قبل بر آن تأکید کرده و در قرآن بدان تصریح شده است:

(قُلْ یَا اَهْلَ‏الْکِتابِ تَعالَوْا اِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ...)[2].
دین اسلام علاوه بر توجه به گفت و گو و مفاهمه میان ادیان بر وحدت میان پیروان خود نیز تأکید کرده و همواره آنان را به پرهیز از تفرقه و جدایى دعوت کرده است و چقدر جاى تأسف است که نه تنها به این دعوت الهى پاسخى در خور داده نشد، بلکه اختلاف نظرها و برداشت‏هاى مختلف از کتاب و سنّت، تفرقه و جدایى را در میان امت اسلامى هر روز بیش از گذشته افزایش داد و زمینه تضعیف آن‏ها را فراهم آورد.

خوشبختانه پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران و در پرتو روشن‏گرى‏هاى رهبر فقید انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(قدس)قدم‏هاى مؤثرى در جهت اتحاد امت اسلامى برداشته شد که خود منشأ برکات بسیارى براى طرح مباحث علمى و گفت‏وگوهاى سالم گردید.

به هر جهت، اینک که ضرورت تعامل فکرى در میان اندیشه‏هاى مختلف مورد تصدیق همه  صاحبان خرد قرار گرفته است، وقت آن فرا رسیده که زمینه طرح بحث و گفت‏و گو درباره بسیارى از موضوعات مورد اختلاف در فضایى علمى و به دور از پیش‏داورى و تعصب فراهم آید تا در نتیجه زمینه براى اتحاد هر چه بیش‏تر مسلمانان فراهم آید.

یکى از موضوعات مهم و مورد بحث در این زمینه مسئله عدالت صحابه است، صحابه به گواه تاریخ در شرایط سخت و دشوار به یارى پیامبر شتافتند، چه مهاجران که در دوران سخت قبل از هجرت على‏رغم تحمّل شکنجه‏هاى فراوان دست از حمایت پیامبر نکشیدند و چه انصار که با حمایت و تلاش خود زمینه تشکیل حکومت اسلامى را در مهد کفر و شرک فراهم آوردند.

در قرآن کریم نیز آیات متعدّدى در تمجید و ستایش صحابه آمده است، آن‏جا که مى‏فرماید:

(وَ السَّابِقُونَ الاَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْاَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِاِحْسانٍ رَضِىَ‏اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ....)[۳]؛

و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند، خدا از ایشان خشنود و آنان (نیز) از او خشنودند....

و یا:

(لَقَدْ رَضِىَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنینَ اِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ...)؛[۴]

به راستى خدا هنگامى که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت مى‏کردند از آنان خشنود شد....

بنابر این، در لزوم احترام گذاشتن به صحابه جاى تردید و شک وجود ندارد. اما سؤالى که مطرح است این است که آیا این ستایش‏ها و تمجیدها همه صحابه را در بر مى‏گیرد؟ آیا عدالت آن‏ها را اثبات مى‏کند؟ آیا به استناد این آیات مى‏توان همه صحابه را از گناهان مبرّا دانست؟ چنان که اهل حدیث بر همین اعتقادند، یا این‏که چنین نیست، بلکه مى‏توان از آیات دیگرى هم بر

مذمت و نکوهش برخى صحابه استدلال کرد، همانند
(اِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا...)[۵] و
(اَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً...)[۶]
چنان‏که نافیان عدالت صحابه به چنین آیاتى در رد کلّیت عدالت صحابه استدلال مى‏کنند.
بى‏تردید، گفت‏و گو در این زمینه مى‏تواند در جهت هر چه بیش‏تر روشن

شدن حقایق، و بر طرف شدن سوء تفاهم‏ها به منظور ایجاد موافقت نزدیکى بیش‏تر فرق اسلامى تأثیر به سزایى داشته باشد.

کتابى که پیش روى دارید حاصل چندین جلسه گفت‏و گوى برادر فاضل جناب حجةالاسلام و المسلمین محمدحسن زمانى با برخى از علماىاهل‏سنّت است که در فضایى صمیمانه و برادرانه درباره عدالت صحابه انجام شده است.

در خاتمه از مؤلف محترم و جناب حجةالاسلام والمسلمین رحمةالله ضیایى که کوشیدند تا بر غناى منابع و مآخذ بیفزایند تقدیر و تشکر مى‏کنیم.
امید آن که چنین گفت‏وگوهایى بتواند زمینه را براى تفاهم هرچه بیش‏تر مسلمانان با یک‏دیگر فراهم آورد. انشاءالله

مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامى
پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامى

-------------------------------------
1). نحل (16) آیه 125.
2). آل عمران (2) آیه 64.
۳). توبه (9) آیه 100.
۴). فتح (48) آیه 18.
۵). حجرات (49) آیه 6.
۶). سجده (32) آیه 18.


 
comment نظرات ()
 
پاسخ به سئوالات شما
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٦
 

بنام خداوند بزرگ
سلام  چندی است که وبلاگ شبهه شناسی بنده در شیعه بلاگ  خراب شده لذا تا مدتی پاسخ سوالات را در وبلاگ چرا شیعه ؟میگذارم
دوست عزیزما جناب سید مهدی حسینی سوالاتی را قبلا هم مطرح کرده بودند که پاسخ داده شد (البته در حد توان بنده)اینک به یکی دیگر از سوالات ایشان را مطرح و پاسخ میگویم

سئوال    : اینکه می گویند خداوند نور است ؟ آیا درست است ؟

پاسخ :در جواب  این سئوال باید چند  نکته را  از نظر دور نداشت .
1- خداوند تبارک و تعالی شبیه هیچ مخلوقی نیست .
2- خداوند تبارک و تعالی دیده نمیشود.

3- خداوند متعال  متغیّر نیست .

ما وقتی به نور توجه میکنیم میبینیم که تمام این چند ضعف را دارد  ؛ هم مخلوق خداوند  است و هم دیده میشود و هم کم و زیاد میشود پس متغیّر است .

نتیجه اینکه ما بگوئیم خداوند نور است غلط  و اشتباه و اگر کسی عمدا و از روی علم به این مسائل این جمله را بگوید دچار گناه بزرگی شده است .

اما اینکه میگویند خداوند مثل نور است یعنی تشبیه به نور میشود  ، اشکالی ندارد چون برای تقریب به ذهن مثال میزنند البته با توجه به اینکه وجه شباهت را در نظر بگیریم 

چرا خداوند را تشبیه به نور میکنیم ؟

به یک دلیل :

همانگونه که  در عرف مردم وقتی بپرسیم روشنی عالم از چیست میگویند از نور و وقتی بپرسیم روشنی نور از چیست خواهند گفت که روشنی نور از خود نور است؛  مساله وجود هم همین گونه است که وجود همه أشیاء از خداوند تبارک و تعالی است  امّا وجود خداوند از آن خود  او میباشد؛

برای تقریب بیشتر به ذهن  مثال های دیگری هم وجود دارد  به عنوان نمونه ؛ شوری غذا از نمک است و لی شوری نمک از خود آنست .

اگرچه امروزه با تحلیل نمک و نور به نتایج بیشتری دست یافته اند و لی بازهم این گونه مثال ها از باب تقریب به ذهن است

و من الّله  التوفیق


 
comment نظرات ()
 
جيره خواران شيطان
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٦
 

بعداز اينکه با حرم الهی خدا حافظی کرديم راهی مدینه شدیم

مدينه شهر نور
شهر گريه های فاطمه
شهر غصه های علی
شهر رنجهای بی پايان ام ابيها
شهری که وجب به وجبش ياد آور جضور معصومين است
اما صد حيف که غول جاهليت عصر يعمی وهابيت نادان بر اين سر.مين پاک سايه انداخته
وقتی وارد قبرستان بقيع ميشوی ا. هر طرف اجيران شيطان بر تو هجوم می آورند که مبادا بلند بلند گريه کنی تا مظلوميت فاطمه سلام الله عليها به گوش نحسشان نرسد

اين دفعه اولشان نيست که از گريه مظلوم جلوگيری ميکنند هزار و چهار صد سال پيش هم وقتی فاطمه سلام الله عليها برای مظلوميت امامش ناله ميزد اورا از شهر به بهانه های مختلفی راندند او را کنار قبر پدرش هم نگذاشتند
کنار قبر عمويش حمزه رفت وناله سرميداد اما جسم نحيفش را در زير سايه در درختی استراحت ميداد    اه و صد اه شجره خبيثه و ملعونه تاب نياوردند سايبان سايه دو عالم را ريشه کن کردند

حالا تو وقتی به زیارت میروی به بهانه اینکه این عمل عبادت غیر خداست و یا سجده بر قبور است مانع تو میشوند اما حقیقتی دیگری زیر پرده نهفته است و آن همان کینه ای است که از معاویه به ارث برده اند ؛در تاریخ امده است که مغیره روزی ناراحت به خانه برگشت فرزندش ازو علت را پرسید گفت من از نزد پلید ترین انسان میایم .پرسید از نزد چه کسی آمده ای گفت معاویه فرزند ابو سفیان !
با تعجب گفت تو که تا چند ساعت قبل او را بهترین روی زمین میدانستی ؟!
گفت: من امروز پیش او رفتم و به گفتم حالا که بنی هاشم قدرتی ندارد تا با تو بجنگد کمی بر انها آسان بگیر «در همین لحظه صدای موذن بلند شد وقتی به کلمه اشهد ان محمدا رسول الله رسید .معاویه با ناراحتی به من گفت نه و هرگز تا این نام را از روی زمین نابود نکنم ارام نخواهم گرفت !؟

آری برادر !
هدف نهایی و پشت پرده وهابیت این است! نه شرک مسلمان ها اگر با قبر مخالفند چرا قبر احمد بن حنبل و ابو حنیفه را در بغداد خراب نمیکنند چرا قبر بخاری را که بارگاه و مستجاب الدعواتش میدانند منفجر نمیکنند .
چرا هرجایی که نام اهل بیت است مورد غضب آنهاست ؟
چرا آنها با فاطمه سلام الله علیها دشمنند ؟
چرا حسین (ع) را که با خون خود ریشه اسلام را آبیاری کرد تا زنده بماند ظالم میدانند
اما یزیدی که خانواده رسول خدا را به قتل رساند و خیمه های سوخته آنها را به غارت گرفت وآنها را به عنوان خارجی شهر به شهر گشتاند و به اسارت برد او را امیر المومنین مظلوم میدانند
یزیدی را تبرئه میکنند که در چهار سال خونخواری خود بر سرزمین اسلامی سه جنایت بزرگ انجام داد که روی تاریخ را سیاه کرد (شاید یکی از علتهای که خواندن تاریخ اسلام را حرام میدانند پنهان ماندن کثافت کاری های یزید و شجره ملعونه ای باشد که خدا در قران از آنها یاد کرده است و آنان همان بوزینه گانی اند که رسول خدا در عالم رویا دید که از منبر او بالا میروند ! به حق که چنین است !!!)
در سال اول حکومت یزید فاجعه کربلا را به بار آورد و حتی دستور ترور امام حسین (ع) را در حرم امن الهی یعنی مسجد الحرام صادر کرد که امام به نا چار آنجا را ترک نمودند
در سال دوم به مدینه لشکر کشی نمود که در تاریخ اسلام به نام واقعه حره یاد شده است جنایاتی را لشکریان یزید مرتکب شدند که صفحات تاریخ اسلام را آلوده نموده است
یزید سه شبانه روز مال و جان و ناموس اصحاب را بر لشکریانش مباح نمود تا جایی که هزاران دختر بدون شوهر حامله شدند
جوی خون در مسجد النبی روان گشت !!!!
در سال سوم به مکه لشکر کشید تا جایی که با منجنیق خانه خدا را به آتش کشیده و ویران نمودند  !

آری اینست آن امیر الفاسقین مظلومی که وهابیت از او دفاع میکند
وقتی یزید پلید و جنایت کار مظلوم باشد دیگر حسین جز ظالم نیست چون در برابر خلیفه قیام کرده
اما وقتی به معاویه و عایشه که در برابر امام و امیر مومنان علی (ع) قیام میکنند میرسند کاملا فراموش میکنند که دچار تناقض شده اند عایشه و معاویه را مجتهد و مصیب میدانند

آری ای مسلمان اینست مرام وهابیت و مدافع یزید
زیارت بهانه است !
توسل بهانه است !
جلو گیری از نماز کنار قبر بهانه است تا تو رسول خدا و عترت اورا فراموش کنی
مگر نه اینست که در لحظات آخر عمر پیامبر اسلام گفتند ما نیازی به گفته های او نداریم همین قران ما را بس است !
مگر نگفتند که پیامبر هذیان میگوید ( ان الرجل لیهجر    و یا   قد غلب علیه الوجع )مسلم و بخاری

آری برادر درد بسیار است از کجای این خرابستان تاریخ اسلام بگویم از کدامین رنج رسول خدا بنویسم
چه نکردند اینها با اسلام و دین !
آه ......


 
comment نظرات ()
 
سرزمين وحی و ابو لهب ها
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦
 

با سلام

چندی است که بنده در سرزمین مقدس مکه به سر میبرم و قرار  است تا چند روز دیگر به مدینه برویم

چند نکته قابل ذکر است

۱- اینجا مثل زمان جاهلیت که کلید دارخانه خدا انسان های نا پاک همچون ابو لهب ها بود امروزه نیز در دست نا پاک ترین مردم و بی ادب ترین خلایق یعنی وهابیت است اینان هیچ حرمتی به خانه و زائر آن قائل نیستند همه چیرز را شرک و همه کس را کافر میدانند جز شال قرمز های وهابی و بی ادب خودشان را

مردم را از زیارت و لمس قبور منع میکنند و کتک میزنند در حالی که رسول خدا فرموده است به زیارت قبور بروید زیرا موجب نرمی قلوب شما میشود

میگویند پیامبر مرده است و دست او از دنیا کوتاه است

اما نمیدانند که مقام انبیاء بر تر از شهدا است و قتی شهید زنده باشد پیامبر به طریق اولی زنده است و دیگر اینکه همه مسلمانان در هنگام نماز به پیامبر به طور مستقیم سلام میدهند (طبق دستور خدا)السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته-
اگر او نمیشنید و زنده نبود سلام دادن به او یک امر بیهوده و لغو بود

میگویند دست زدن و تبرک جستن به مرقد رسول اکرم شرک است

در حالی که در قران آمده است چون یعقوب از شدت گریه بر یوسف نابینا شده بود یوسف پیراهن خود را برایش فرستاد و گفت پیراهنم را بر صورت پدرم بیاندازید تا دوباره بینا شود

وقتی که پیراهن یوسف شفا بخش باشد چه اشکالی دارد که پیراهن ویا ضریح مطهر پیامبر اسلام که سید رسل است چنین خاصیتی داشته باشد

میگویند پیامبر نگفته است که ضریح من شفا میدهد ویا چون ما را امر به این کار نکرده است پس حرام است

میگوییم پیامبر بر هوا پیماهم سوار نشده ودر روایات هم نیامده است
پیامبر در ماشین های کولر دار این چنینی که شما سوار میشوید هم سوار نشده است شما هم بروید بر همان الاغها سوار شوید چون در روایات کتب صحاح نیامده است-
پیامبر از نفت هم اسفاده نکرده است ووو......

چرا هرجا که به نفع تان است به پیامبر ایمان دارید و هر جا که به ضرر تان پیامبر را فراموش میکنید!


 
comment نظرات ()
 
مکه سرزمين وحی
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦
 

با سلام

چندی است که بنده در سرزمین مقدس مکه به سر میبرم و قرار  است تا چند روز دیگر به مدینه برویم

چند نکته قابل ذکر است

۱- اینجا مثل زمان جاهلیت که کلید دارخانه خدا انسان های نا پاک همچون ابو لهب ها بود امروزه نیز در دست نا پاک ترین مردم و بی ادب ترین خلایق یعنی وهابیت است اینان هیچ حرمتی به خانه و زائر آن قائل نیستند همه چیرز را شرک و همه کس را کافر میدانند جز شال قرمز های وهابی و بی ادب خودشان را

مردم را از زیارت و لمس قبور منع میکنند و کتک میزنند در حالی که رسول خدا فرموده است به زیارت قبور بروید زیرا موجب نرمی قلوب شما میشود

میگویند پیامبر مرده است و دست او از دنیا کوتاه است

اما نمیدانند که مقام انبیاء بر تر از شهدا است و قتی شهید زنده باشد پیامبر به طریق اولی زنده است و دیگر اینکه همه مسلمانان در هنگام نماز به پیامبر به طور مستقیم سلام میدهند (طبق دستور خدا)السلام علیک ایها النبی و رحمه الله و برکاته-
اگر او نمیشنید و زنده نبود سلام دادن به او یک امر بیهوده و لغو بود

میگویند دست زدن و تبرک جستن به مرقد رسول اکرم شرک است

در حالی که در قران آمده است چون یعقوب از شدت گریه بر یوسف نابینا شده بود یوسف پیراهن خود را برایش فرستاد و گفت پیراهنم را بر صورت پدرم بیاندازید تا دوباره بینا شود

وقتی که پیراهن یوسف شفا بخش باشد چه اشکالی دارد که پیراهن ویا ضریح مطهر پیامبر اسلام که سید رسل است چنین خاصیتی داشته باشد

میگویند پیامبر نگفته است که ضریح من شفا میدهد ویا چون ما را امر به این کار نکرده است پس حرام است

میگوییم پیامبر بر هوا پیماهم سوار نشده ودر روایات هم نیامده است
پیامبر در ماشین های کولر دار این چنینی که شما سوار میشوید هم سوار نشده است شما هم بروید بر همان الاغها سوار شوید چون در روایات کتب صحاح نیامده است-
پیامبر از نفت هم اسفاده نکرده است ووو......

چرا هرجا که به نفع تان است به پیامبر ایمان دارید و هر جا که به ضرر تان پیامبر را فراموش میکنید!


 
comment نظرات ()
 
چرا شیعیان در وضو بر پا هایشان مسح میکشند ؟
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٦
 

بنام خدای درهم کوبنده باطل!

در باره پاسخ به این سوال باید از چند جهت به بررسی پرداخت.


1- بحث قرانی
2- بحث در سنّت و روایات 
 3- بحث تاریخی

بحث قرانی:
آیه شریفه قران میفرماید : یا أیها الذین آمنو اذا قمتم الی الصلاة فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم الی المرافق و آمسحوا برئوسکم و أرجلکم الی الکعبین....(مائده 6)

 

ترجمه:
ای آنانی که ایمان آورده اید هنگامیکه برای نماز بپا خواستید شستشو دهید صورت خودرا ودستهارا تا آرنج و مسح کنید سر هایتان را و هچنین پاهایتان را تا کعبین(برآمدگی پشت پا)

 

ما از اهل سنت سوال میکنیم که شما از کجای این آیه شریفه شستن پا را در آورده اید؟؟؟

 

البته آنها در جواب میگویند که أرجلکم عطف است بر وجوهکم یعنی خدا فرموده است ای مردم صورت تان را بشوئید و دستهایتان را تا مچ شستشو دهید و سر تا ن را مسح کنید و پا هایتان را نیز ..

گفته اند که این نیز به شستن بر میگردد.

 

نکته ای را باید از نظر دور نکرد و آن اینکه در لغت عرب ضمیر به نزدیک بر میگردد نه دور در فارسی هم چنین است مثلا اگر کسی بگوید که احمد و محمد به مسجد رفتند جمال به سینما رفت کمال هم؛ خوب انسان عاقل و لغت دان ازین جمله به وضوح درک میکند که کمال به سینما رفته نه مسجد.

 

اهل سنت توجیه های فراوانی کرده اند تا شستن پا را از این آیه اثبات کنند و لی هر بیشتر کوشیده اند کمتر توانسته اند تا جایی که فخر رازی مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر الکبیر و قتی به بحث آیه وضو میرسد بعد چندین صفحه بحث و توجیه چنین مینویسد :

 

اگر ما باشیم و قران  شستن پا از قران اثبات نمیشود و مسح پا طبق نظریه شیعه صحیح است ؛ ولی در اخیر کلامش حرفی گفته که انسان عاقل را به حیرت وا میدارد میگوید اما چه کنیم که سلف ما مسح بر پا نکرده اند و پا را شسته اند .

 

نمیدانم چرا وجدانش آنجا بر او نهیب نزد که ای فخر رازی! قران اشتباه نمیکند و لی اسلاف تو اشتباه کرده اند که بر خلاف قران عمل کرده اند ؛ شاید نهیب زده باشد ولی بر اثر تعصب گوشش نمی شنیده است .

 

 روایات و مسح پا
1- کتاب المصنف عبد الرزاق ج1 حدیث 55
....قال ابن عباس الوضوء مسحتان و غسلتان .
ترجمه:
از عکرمه از ابن عباس روایت شده که گفت وضوء دارای دو شستن(صورت و دستها) و دو مسح است .

 

2- المصنف ج 1 ص 19 حدیث 56
از شعبی روایت میکند که گفت: اما جبرئیل (در باره وضو )مسح بر پا ها را آورد یعنی آیه قران دلالت بر مسح دارد.

 

از این نمونه روایات زیاد است که در صورت در خواست خوانندگان اضافه خواهد شد .

 

 روایات و شستن پا :
از رسول اکرم (ص) هیچ روایتی (صحیح السندی) نرسیده است که آن حضرت در وضو به جای مسح؛ پای خودرا شسته باشند .

 

البته اهل سنت معمولا به یک روایتی استناد میکنند که هیچ ربطی به محل بحث ندارد و آن روایت
ویل للعراقیب من النار
وای بر پشت پا ها از آتش جهنم .

 

از نگاه سندی علاوه بر ضعفی که دارد از نگاه متن نیز مربوط به جاییست که عربها ایستاده ادرار میکردند و بر لباس و پایشان میریخت و با همان پای نجس به مسجد میامدند حضرت رسول (ص) این کلام را فرمودند.

 

در ضمن ابو هریره راوی این حدیث نمیگوید که پیامبر گفت بلکه میگوید من شنیدم از اباالقاسم که چنین گفت.
منظورش کیست؟ خدا میداند !؟

 

سیر تاریخی وضوء:
وقتی به کتابهای تاریخی و حدیثی مراجعه میکینیم متوجه میشویم که از زمان رسول خدا تا اوائل خلافت عثمان بن عفان هیچ بحثی در باره وضوء و نوع وکیفیت آن نبوده است .
اختلاف از و قتی آغاز شده که عثمان ادعا کرد که رسول خدا در هنگام وضو پایش را می شسته است که این مسأله باعث موضع گیری های صحابه شد .

 

چند نکته:

 

1- اگر وضوی عثمان موافق سیره رسول اکرم(ص) بود صحابه با او به مخالفت بر نمیخواستند .

 

2- از مخالفت صحابه متوجه میشویم که این مسأله را مخالف قران و سیره رسول أکرم (ص) میدانسته اند.

 

3- هیچ کسی غیر از عثمان مسأله شستن پا را در وضو روایت نکرده است .

 

4- در روایت عثمان آمده است که من رسول خدا را دیدم چنین میکرد .
5- دیدن او دلیل نمیشود که پیامبر شستن پا را در وضو انجام داده باشد ؛ شاید وضوی رسول خدا تمام شده بوده است و بعد از وضو پایشان را می شسته اند .

 

6- این عمل عثمان مخالف قران است ؛ چنانچه فخررازی اقرار به این مسأله نموده است .

 

 

عصر بدعت ها
و قتی به تاریخ مراجعه میکنیم میبینم که در دوران خلافت عثمان سرزمین اسلامی دچار فساد اقتصادی و گرفتار انواع بدعت ها بود صحابه ای که اعتراض میکردند یا تبعید میشدند و یا شلاق  میخوردند نمونه بارز و مثال واضح جناب ابوذر غفاری (رح)صحابی جلیل القدر پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)میباشد که در دوران خلافت عثمان به خاطر اعتراض به ستمگری والیان و بدعت گزاری عده ای تازه مسلمان شده تبعید به شام شد و والی شام که در آن زمان معاویة بن ابی سفیان بود اورا مانع خود یافته و از عثمان خواست که او را به ربذه (بیابانی بی آب و علف) تبعید نمودند تا او در آنجا شاهد مرگ همسرش باشد و بالاخره مظلومانه در بیابان جان دهد .

 

نمونه دیگر
صحابی جلیل القدر جناب عمار یاسر(رح) بود که به دستور عثمان او را زدند که فتق آنحضرت پاره شد وبی هوش افتاد.

 

در عصر خلیفه سوم آنقدر فتنه ها و بدعت ها بالا گرفت تا جایی که صحابه مجبور به اقدام عملی شدند و از عثمان خواستند تا توبه کند او در مسجد النبی در برابر صحابه توبه کرد ؛ اما در خفا دستور قتل عده ای صحابه  را که از مصر آمده بودند صادر کرد ، صحابه به آن نامه دست یافتند و لی این بار به توبه های عثمان اعتناء نکردند تا جایی که خانه اورا چهل روز در محاصره گرفتند و آب و غذا را بر او بستند و بلاخره او را کشتند .

 

در عصری که این همه بدعت ها رواج میابد و خلیفه سردمدار مخالفت با صحابه است ؛ و قران هم خلاف حرف خلیفه را میگوید .

 

من به عنوان یک مسلمانی که 1400 سال بعد از رسول خدا هستم و قتی به تاریخ مراجعه میکنم میبینم که آنچه را که بزرگان مذهب شیعه که قران آنها را پاک از خطا و اشتباه میداند و رسول خدا مسلمانان را به متابعت از آنها فرا خوانده است میگویند که در وضوء باید پایت را مسح کنی من با جان ودل می پذیرم .

 

مگر من دیوانه ام که حرف ائمه را کنار بگذارم و دنبال کسانی بروم که هیچ فضیلتی در برابر ائمه ندارند و تاریخ از آنها اشتباهات و خطاها و گناهان فراوانی را ثبت کرده است .

 

اگر انسان عاقل باشد و دلش برای خودش بسوزد و رضایت خدا را مقدم بر رضایت این و آن کند بی هیچ شک و ریبه ای دنبال عترت و اهل بیت رسول خدا (ص) میرود که آنها همیشه با قران اند و هر گز از قران جدا نمیشوند ( انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض)مسند احمد ج3 ص 17.

و در اخیر این خوب است آیه شریفه قران را یاد آور شویم که میفرماید :

بشارت ده آن بندگانم را که نظریات مختلف راگوش میدهند و بهترین آن ها را پیروی میکنند.

و من الله التوفیق


 
comment نظرات ()
 
معرفی فرقه ضاله وهابيت
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٦
 

به نام یکتای جهان آفرین

از زمانی که نطفه شوم فرقه ضاله وهابیت (حدود۲۵۰سال پیش)   در میان جهان اسلام توسط جاسوس انگلیس (مستر همفر) منعقد شد«برای اطلاعات بیشتر به کتاب مستر همفر جاسوس انگلیس در سرزمین های اسلامی مراجعه نمائید»
جهان اسلام دچار موج عظیم و خطرناک و بنیان بر اندازی شد که هر روز موج های و یرانگر ومخرب آن ساحل اسلام را درهم میکوبد و آثار و یرانگری بر جا میگذارد
روزی با موج تخریب قبور اولیاء خدا در سرزمین اسلامی مکه ومدینه سعی در نابودی تاریخ اسلام میکنند قبرستان احد که مظهر شجاعت حمزه سید الشهدا و یاران راستین و با وفای رسول اکرم است گاهی فتنه وهابیت با تخریب قبور ائمه بقیع رو می نماید

هردم سازی را بر علیه اسلام کوک نموده و جهان اسلام را به چالش میکشند
گاهی با عملیات های انتحاری مسلمانان را به خاک وخون میکشند و گاهی با مشرک خواندن فرقه ای از فرق اسلامی مسلمانان را به جان هم میاندازند

فرق بین اهل سنت و وهابیت !!!

۱-اهل سنت فرقه ایست که حد اقل تاریخش به صدر اسلام میرسد ولی فرقه وهابیت فرقه ای نوخاسته از بدعت ها و کینه توزی های انگلیس نسبت به جهان اسلام است که حد اکثر تاریخ آن به ۲۵۰سال پیش بر میگردد که از ضعف  وناتوانی حکومت عثمانی استفاده شد و رسمیت یافت چنان که حکومت غاصب صهیونیزم نیز چنین خصیصه ای دارد

۲- اهل سنت متشکل از چهار فرقه است (حنفی مالکی شافعی و حنبلی )که اکثر مسلمانان سنی مذهب پیرو فرقه حنفی هستند
که نوک پیکان و هابیت بسوی امام ابوحنیفه نشانه گرفته شده است و اورا به خاطر قیاس کردنش در مسائل اسلامی تا حد زندیق(خارج از دین) نامیده اند و امروزه اگر در کلمات وهابیت دقت کنیم خواهیم دید که به انحاء مختلف به ائمه اربعه اهل سنت بی اعتنایی میکنند و میگویند آنها اشتباه کرده اند .

در حالیکه کسی نیست از آنها بپرسد چگونه ممکن است که ائمه مذاهب اربعه که نزدیک به عصر وحی بوده اند اشتباه کرده باشند و لی شما که ۱۴۰۰ سال بعد از عصر وحی هستید دچار اشتباه نشوید . فرقه وهابیت سزاوار تر به اشتباه است تا ائمه مذاهب .

اهل سنت مسائلی را با پیروی از احادیث رسیده از نبی اکرم (ص) جائز میداند که فرقه ضاله وهابی آنرا شرک میداند از آن جمله زیارت قبور و در خواست شفاعت از نبی اکرم(ص) و و و و...

اما نکته اخیر
ازاین پس ما درین و بلاگ سعی خواهیم نمود که با ارائه عقائد وهابیت خطر آنها را به جهان اسلام و مسلمانان گوشزد کنیم
و به معرفی کتابهایی که توسط علمای اهل سنت در رد  این فرقه ضاله نوشته شده است بپردازیم


 
comment نظرات ()
 
علی(ع) کيست؟
نویسنده : هادی عباسی - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦
 

در روایات داریم که :

علی افضل هذه الامة علی برترین این امت است

علی اشجع هذه الامة علی شجاع ترین این امت است

علی اقضی هذه الامة علی وارد ترین این امت به امر قضاوت است

علی کسیست که در حال نماز و رکوع صدقه میدهد و ایه قران در شآنش نازل میشود

آیه تطهیر در شان علی (ع) و خانواده اش نازل شده است

در لیلة المبیت علی (ع) در بستر پیامبر خوابید

حاکم حسکانی میگوید  بیش از ۳۱۳ آیه از قران  در شان علی نازل شده است

احمد بن حنبل امام حنابله میگوید که آنقدر احادیث فضیلتی که در شان علی وجود دارد در باره هیچ یک از صحابه و جود ندارد

(مدارک این مطلب بزودی ارایه میشود )


 
comment نظرات ()